
شبها که میخوابمصدای چرخش دستگیرهی دردر خانه میپیچد!و تو پاورچین پاورچیننزدیک میشویروی بستر تنم قدم میزنیو عطرت پر میکند مشامم راچشمانم را باز میکنمپرده تکان میخوردپنجرهها به هم میکوبندو چیزی در درونم فرو میریزدچیزی مثل از دست دادن توکابوس نبودنتچه غمانگیز است.....
ادامه مطلب
پریشان است و افسون و هوس در چشم او جمع است پـــــری رو از پـــــریده رنگ آخــــر ڪِــــے خبـــــــــر دارد؟ اگر چه مثل نرگس نیست چشمش سخت بیمار است ڪـمر چـــون مــــو ندارد او ، ولـــــے مــــو تـــا ڪمــر دارد لبش شیرین و حرفش تلخ و چشمش مست و قلبش سنگ درشت و نــــرم را آمیـــخته با خیــــــــــــــر و شــر دارد بــــه یـــاد اولین بیت از ڪتــــابِ خواجــــه افتادم شروع عشق شیرین است، بعدش دردسر دارد...
ادامه مطلب
درد یعنـــــــی➽بمـــــونــــــــی➽برای کســــــــی که ➽رفــــــتہ برای دیگـــــــری➽...
ادامه مطلب
درد یـعنـے✖️مُـرور پـے ام هایـے ڪہ،یـہ روزے بـاورشـون داشـتـےو امـروز بـہ دروغبـودنـشـون ایـمـان آوردےدرد هـرروز مـــنــ...
ادامه مطلب