
میگفتی: نمیخواستی اینطوری بشه و تو برام همون حرمت همیشه رو داریهمون محمد جواد قبلی هستی براماما من ...من همون محمد جوادتماکجایی که انقدر راحت راه من و تو از هم جدا شدی چیزایی بهم میده مث قرص خوابدلت اروم شد؟؟؟وقتی رفتی نفهمیدی محمدجوادت انقد داغون شدشب شد مست شد خم شد کمر محمدجوادتم خم شدبس کن...هی میگن دستاشون تو دست همدیگستنهام میفهمی چی میگم؟خیلی نامردن اون شبایی که بی تو صب نمیشن خیلی بی معرفتی تو هم رفتی از پیشم؟چه کامی میگیرم از سیگارایی که همه بم میگمن نکشاینا که سیگار نیست اینا همه غم منهغمت تو که تو سینمهتقصیر تو نیست این دوره خیلی نامرده واس...
ادامه مطلب
شبها که میخوابمصدای چرخش دستگیرهی دردر خانه میپیچد!و تو پاورچین پاورچیننزدیک میشویروی بستر تنم قدم میزنیو عطرت پر میکند مشامم راچشمانم را باز میکنمپرده تکان میخوردپنجرهها به هم میکوبندو چیزی در درونم فرو میریزدچیزی مثل از دست دادن توکابوس نبودنتچه غمانگیز است.....
ادامه مطلب
پریشان است و افسون و هوس در چشم او جمع است پـــــری رو از پـــــریده رنگ آخــــر ڪِــــے خبـــــــــر دارد؟ اگر چه مثل نرگس نیست چشمش سخت بیمار است ڪـمر چـــون مــــو ندارد او ، ولـــــے مــــو تـــا ڪمــر دارد لبش شیرین و حرفش تلخ و چشمش مست و قلبش سنگ درشت و نــــرم را آمیـــخته با خیــــــــــــــر و شــر دارد بــــه یـــاد اولین بیت از ڪتــــابِ خواجــــه افتادم شروع عشق شیرین است، بعدش دردسر دارد...
ادامه مطلب
واژه هـــایم رنـــگ بــاران دارد…وقتـــی از تـــو مــی نویســم،قلبــــم خیـــس دلتنـــگی اســــت…وچشمــــانم طـــوفــــانی؛چـــه زود بــا هــم بــودنمـــان خـــاطــره شد…وکـــاش خـــاطـــره هــامـــان بــی رنــگ نشــونـــد…....
ادامه مطلب