
تنهایت می گذارد، تو می مانی و یک رد پاگرمای دست هایت می رود، سردت می شود، یخ میزنی و پس از مدتی به تنهایی عادت می کنی...تا اینکه لعنتی ای با آتشی در دستانش می آید، گرمت می کند و باعث می شود تنهایی را فراموش کنی، ولی او هم نمی ماند.و دوباره باز همه چیز تکرار می شود،گرمای دست هایت می رود، سردت می شود، یخ میزنی...اما این بار لبخندی گوشه لبانت می شکند، دیگر منتظر هیچ لعنتی ای نیستی، به دنبال آتش نمی گردی، با یخ زدن کنار آمده ای، و تنهایی را هم دوست داری!...
ادامه مطلب
نیستی:)من به خودم سیگار تعارف می زنمبه جای تو اخم می کنمبه جای خودم شرم !جای تو لبخند می زنم و جای خودم عاشقت می شوم!نیستی...و من اینطور ساده دیوانه میشوم !...
ادامه مطلب
❌بعد از من ❌شاید خیلیا بهت بگن"دوست دارم"❌اما یادت باشع هر اذان گویــی♠️بـــلال نیست♠️...
ادامه مطلب
در حوالی رویاهایم کسی هست کهبعد از هر باران دلتنگی رنگین کمانی می شود برایمبا تار و پود عشق ..کسی هست که از شوق آمدنشبه استقبال بهار می روند خزانهای عاشقی امکسی هست که آسمان تنهایی ام رابا تمام عظمتش به آغوش می کشدکسی هست که ابرها را وسوسه می کندبه لحن بارانوقتی هوایش در من گل می کند ..کسی هست که از زخمه های عاشقانه اشسمفونی بتهوون می شودموسیقی ذهنم …اما...همیشه کسی هست که نیست …...
ادامه مطلب