درچشمانم تنــهـــــــا يي ام را پنهان مي کنم , در
دلم ، دلتنــــــگي ام را
در سکوتم ، حرفهاي نگفته ام را , در لبخندم ، غــــــصه هايم را
دل من چه خردسال است
ساده مي نگرد , ساده مي خندد , ساده مي پوشد
دل من از تبار ديوارهاي کاهگلي ست
ساده مي افتد, ساده مــــي شکند...
ساده مـــــــي ميرد دل من تنـــــها ، تنـــــها، سخت مي گيرد...
برچسب: دل من از تبار دیوارهای کاهگلی ست,
نویسنده: ایلیا حیدری
تاريخ: سه
شنبه
30 شهريور
1395 ساعت: 6:34