
میگفتی: نمیخواستی اینطوری بشه و تو برام همون حرمت همیشه رو داریهمون محمد جواد قبلی هستی براماما من ...من همون محمد جوادتماکجایی که انقدر راحت راه من و تو از هم جدا شدی چیزایی بهم میده مث قرص خوابدلت اروم شد؟؟؟وقتی رفتی نفهمیدی محمدجوادت انقد داغون شدشب شد مست شد خم شد کمر محمدجوادتم خم شدبس کن...هی میگن دستاشون تو دست همدیگستنهام میفهمی چی میگم؟خیلی نامردن اون شبایی که بی تو صب نمیشن خیلی بی معرفتی تو هم رفتی از پیشم؟چه کامی میگیرم از سیگارایی که همه بم میگمن نکشاینا که سیگار نیست اینا همه غم منهغمت تو که تو سینمهتقصیر تو نیست این دوره خیلی نامرده واس...
ادامه مطلب
یه جایی هست توزندگیبعد ازکلی دویدنیهومی ایستیسرتو میندازی پایین و آروم میگی:خدایادیگه زورم نمیرسه...
ادامه مطلب
هر روز سیگار بکشین،ده سال زودتر میمیرید...هر روز الکل زیاد بخورین،بیست سال زودتر میمیرید...عشق یه طرفه داشته باشین،هر روز میمیرید... :)...
ادامه مطلب
گاهی به نبودن خودم فکر میکنم !فکر میکنم که مثلا اگر در فلان عکس دسته جمعی حضور نداشتم آن عکس چگونه بود ؟یا اگر در یک زمان خاص سر کلاس استا ح.ح جانم نبودم چه می شد ؟یا اصلااگر پدرو مادرم فرزندی که من باشم را نداشتند چه می شد ؟یا چرا راه دور برویم ، اگر همین جا و همین ساعت که این متن نوشته می شود من نبودم چه میشد...؟به صراحت میتوان گفت "هیـــــچ" ....جهان بدون من هیچ چیزش نمی شود حتی به گمانم عکس های دسته جمعی بدون حضور من جالب تر هم میشد..یا پدر و مادرم بدون من میتوانستند آدم های خوشبخت تری باشند....ولی شاید هم کسی باشد در این کره ی خاکی که بود و نبود من برایش کمی...
ادامه مطلب
+ حالا که همه چیز بِینمون تموم شده، بیا دوستِ معمولی باشیم_ دوست معمولی چجوری میشه ؟ آهان وایسا خودم بگمیعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی صبح بخیرمو نگی پامو از خونه نمیذارم بیرون ... بعدشم انقدر زنگ بزنی که خواب از سَرَم بِپَره ... ! شاید حول و حوش ساعت ده پیام بدی : سلام، من فلان جام آدرسشو بلد نیستم ... کمکم میکنی ؟بعدشم قرار نیست من پنج دقیقه بعد با موتور بیام اونجا و غافلگیرت کنم و ببرم برسونمت و دو ساعتم وایسم کارِت تموم شه که بعدش بریم جیگر بزنیم و گازِ دوغو بگیرم رو موهات ... !همون یه جواب باید بدم که بلد نیستم،ببخشی...
ادامه مطلب
سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه یا "سنگی" در دامان یک کوه یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوسشاید "خاکی" از گلدان یا حتی "غباری" بر پنجره اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت" برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید من منتخب گشته ام :برای" قرب "برای" رجعت "برای" سعادت "من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به" انتخاب "به" تغییر "به" شوریدن "به" محبت "به " محبت "به "محبت "به " محبت"وای بر من اگر قدر ندانم…...
ادامه مطلب
تنهایت می گذارد، تو می مانی و یک رد پاگرمای دست هایت می رود، سردت می شود، یخ میزنی و پس از مدتی به تنهایی عادت می کنی...تا اینکه لعنتی ای با آتشی در دستانش می آید، گرمت می کند و باعث می شود تنهایی را فراموش کنی، ولی او هم نمی ماند.و دوباره باز همه چیز تکرار می شود،گرمای دست هایت می رود، سردت می شود، یخ میزنی...اما این بار لبخندی گوشه لبانت می شکند، دیگر منتظر هیچ لعنتی ای نیستی، به دنبال آتش نمی گردی، با یخ زدن کنار آمده ای، و تنهایی را هم دوست داری!...
ادامه مطلب
درچشمانم تنــهـــــــا يي ام را پنهان مي کنم , در دلم ، دلتنــــــگي ام را در سکوتم ، حرفهاي نگفته ام را , در لبخندم ، غــــــصه هايم را دل من چه خردسال است ساده مي نگرد , ساده مي خندد , ساده مي پوشد دل من از تبار ديوارهاي کاهگلي ست ساده مي افتد, ساده مــــي شکند... ساده مـــــــي ميرد دل من تنـــــها ، تنـــــها، سخت مي گيرد......
ادامه مطلب
مگر خودت نگفتی خداحافظ؟پس چرا وقتی گفتم"به سلامت" نگاهت تلخ شد؟برو به سلامتدیگر هم سراغم را نگیر!خسته تر از آنم که بر سر راهت بنشینمو دلیل رفتنت را جویاشوم......
ادامه مطلب
دلتنگی؟همه یِ خاطراتت بویِ اونُ میده...؟هنوز تا شب ها عکساشُ نبینی خوابت نمیبره...؟آره تــرسو....؟به جایِ اینکه هی پروفایلشُ چک کنیبراش"سلام،خوبی؟" و "چه عکسِ خوبی" بفرستی...یه کلام بگو"دلم تنگتِ،برمیگــردی یا برت گردونم...."انقدر تــرسو نباش....:)مگه چند بار زندگــی میکنی...؟لطفا جایِ اینکه هرشب بمیری و زنده بشی....بهش بگـو چقدر دلتنگشــی....دِ بگو لامصب.......
ادامه مطلب
اکنون دیگر "در دسترس" بودنت مهم نیست چون دیگر نه "مشترک" هستی و نه "مورد نظر" ...!هوا سرد است اما نگران نباش سرما نمیخورم ، کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده...!هرکس ک سراغت را میگیرد ، نمیگویم وجود نداری ، میگویم وجودش را نداشتی...!فکر نکن تو فوق العاده بوده ای ، قطع به یقین من کم توقع بوده ام...!حالا هم که اتفاقی نیفتاده ، حادثه ی بین ما ، فقط يک زد و خورد ساده بوده ! تو جا زدی ، من جا خوردم...!زمانی "نبودنت" همه هستی مرا نابود میکرد ولی حالا "بودنت"...!میشود که نباشی؟راستی!سلام مرا به وجدانت برسان...البته اگر بیدار بود......
ادامه مطلب
سلام دوستان چند وقتی تو دوره ی نقاهت بودم مجبور بودم به اجبار بهترین دوستم سنگ صبور برم استراحت البته استراحت اجباری که بگم خدا چیکارش کنه منو مث ی زندانی به تخت بست تا کمی حالم خوب شه دلم براتون تنگ شده بود که بمحض ورودم به وبلاگ چنتا پست جدید گذاشتم ...
ادامه مطلب
چه کار به حرف مردم دارم...زندگی من همین استشب که می شود عاشقانه ای می نویسم...خیره می شوم به عکست و با خودم فکر میکنم:مگر می شود تو را دوست نداشت!!!!؟؟؟؟؟...
ادامه مطلب
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،ترازو برمی داری و می افتی به جان دوست داشتنت .اندازه می گیری !حساب و کتاب می کنی !مقایـسه می کنی !…و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آن جا کـهزیادتر دوستش داشته ای،زیادتر گذشته ای،زیادتر بخشیده ای،به قدر یک ذره،حتی یک ثانیه !درست از همان جاست که توقع آغاز می شود،و توقع آغاز همه رنج هایی است که ما می بریم…...
ادامه مطلب
واژه هـــایم رنـــگ بــاران دارد…وقتـــی از تـــو مــی نویســم،قلبــــم خیـــس دلتنـــگی اســــت…وچشمــــانم طـــوفــــانی؛چـــه زود بــا هــم بــودنمـــان خـــاطــره شد…وکـــاش خـــاطـــره هــامـــان بــی رنــگ نشــونـــد…....
ادامه مطلب
ایــنـجـــــــا … دســت هــر کـــس را کــه مـیـگـیــــری بــرای {بـلـنــــد شـــدن} آمـــاده مــی شــــود بــرای {ســـوار شــــدن} … ! دلتنگ کودکی ام... یادش به خیر قهر می کردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت می شد...
ادامه مطلب
کآش اینجا بودیوقتی کسی اینُ میگهیعنی دلم گرفتهحس میکنم بغض دارماما گریه ام نمیگیرهکاش اینجا بودییعنی دلم یه بغل میخوادتا تنهاییمُ شده برادقیقه ای فراموش کنمکآش اینجا بودییعنی از همه ی عالمدست کشیدمُ تو نهدلم بودنتُ میخوادکآش اینجا بودییعنی هرچیزی رو نمیخوامالا بودنِ تووقتی کسی بتون میگهکاش اینجا بودیاگه میتونید پیشش باشیددرنگ نکنیدگاهی هر چیزی که یه آدمموردِ نیازشِهمین به سادگی بودنِ ......
ادامه مطلب
برای رفتنش،زود بودبرای برگشتنش،دیر شدسخت شروع شدساده،تمامبا دلیل شروع شدبی دلیل،تمامخوب بودهمه ی آنچه خوب نبودوخوب نبودهمه ی آنچه خوب بوداماحالامن خوبم:)چوندر این مدت کوتاهکوتاهی نکردمکاشخوب باشدکاشبار دیگرشبا دیگری اشکوتاه نباشد:)منبه کوتاهیعادت کرده ام......
ادامه مطلب
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،ترازو برمی داری و می افتی به جان دوست داشتنت .اندازه می گیری !حساب و کتاب می کنی !مقایـسه می کنی !…و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آن جا کـهزیادتر دوستش داشته ای،زیادتر گذشته ای،زیادتر بخشیده ای،به قدر یک ذره،حتی یک ثانیه !درست از همان جاست که توقع آغاز می شود،و توقع آغاز همه رنج هایی است که ما می بریم…...
ادامه مطلب
کاش میدونستی که.....آرامــــــــم میکند...."بـــــــــودنت"آرامــــــــم میکند..."دیدنت"آرامـــــم میکـند..."صدایت"آرامـــــم میکند..."خـــــــــنده هایت...آرامــــــــــــش مــــــــن در "کـــــــــنار" توســــــت...آرامــــــــــــش من "خواســـــــــــتن" توســـــــــت...........
ادامه مطلب