
میگفتی: نمیخواستی اینطوری بشه و تو برام همون حرمت همیشه رو داریهمون محمد جواد قبلی هستی براماما من ...من همون محمد جوادتماکجایی که انقدر راحت راه من و تو از هم جدا شدی چیزایی بهم میده مث قرص خوابدلت اروم شد؟؟؟وقتی رفتی نفهمیدی محمدجوادت انقد داغون شدشب شد مست شد خم شد کمر محمدجوادتم خم شدبس کن...هی میگن دستاشون تو دست همدیگستنهام میفهمی چی میگم؟خیلی نامردن اون شبایی که بی تو صب نمیشن خیلی بی معرفتی تو هم رفتی از پیشم؟چه کامی میگیرم از سیگارایی که همه بم میگمن نکشاینا که سیگار نیست اینا همه غم منهغمت تو که تو سینمهتقصیر تو نیست این دوره خیلی نامرده واس...
ادامه مطلب
میدآنی اِشتِبآه اَز کُجــآست ؟؟؟ اَز "تـــــــو" نیســـت!!اِشتِبـــــاه اَز "مــَـــــن" اَســـت ..هــرجــــآ رَنجـــــیدم به رویــــــَت نَیـــــآوَردَم !!لَبخَـــــند زَدَم.....فِکــــرکـــردی دَرد نَدارد..."مـحـــــکم تـَـــر زَدیــــــــ...
ادامه مطلب
هی کسی که به من ایراد میگیری من منم....پسری از همین خاک با یک پیچیدگی ساده و مقداری بــی حوصِــلِگــیه زیـــاد !!! تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم... آرزو طلب نمیكنم، آرزو میــــــسازم... لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر می کنی من هـمانـــــی ام که حتی فکــرش را هم نمی توانی بکنی ... لبخند می زنم و او فکر میکند بازی را برده هرگز نمی فهمد با هر کسی رقابت نمی کنم... زانــو نمـــی زَنم، حتی اگر سقف آسمان ، کوتاهتر از قد من باشد زانــو نمـــی زَنم، حتی اگر تمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند مــَـــن زانــو نمـــی زَنم.......
ادامه مطلب
شبها که میخوابمصدای چرخش دستگیرهی دردر خانه میپیچد!و تو پاورچین پاورچیننزدیک میشویروی بستر تنم قدم میزنیو عطرت پر میکند مشامم راچشمانم را باز میکنمپرده تکان میخوردپنجرهها به هم میکوبندو چیزی در درونم فرو میریزدچیزی مثل از دست دادن توکابوس نبودنتچه غمانگیز است.....
ادامه مطلب
+ حالا که همه چیز بِینمون تموم شده، بیا دوستِ معمولی باشیم_ دوست معمولی چجوری میشه ؟ آهان وایسا خودم بگمیعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی صبح بخیرمو نگی پامو از خونه نمیذارم بیرون ... بعدشم انقدر زنگ بزنی که خواب از سَرَم بِپَره ... ! شاید حول و حوش ساعت ده پیام بدی : سلام، من فلان جام آدرسشو بلد نیستم ... کمکم میکنی ؟بعدشم قرار نیست من پنج دقیقه بعد با موتور بیام اونجا و غافلگیرت کنم و ببرم برسونمت و دو ساعتم وایسم کارِت تموم شه که بعدش بریم جیگر بزنیم و گازِ دوغو بگیرم رو موهات ... !همون یه جواب باید بدم که بلد نیستم،ببخشی...
ادامه مطلب
سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه یا "سنگی" در دامان یک کوه یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوسشاید "خاکی" از گلدان یا حتی "غباری" بر پنجره اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت" برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید من منتخب گشته ام :برای" قرب "برای" رجعت "برای" سعادت "من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به" انتخاب "به" تغییر "به" شوریدن "به" محبت "به " محبت "به "محبت "به " محبت"وای بر من اگر قدر ندانم…...
ادامه مطلب
پریشان است و افسون و هوس در چشم او جمع است پـــــری رو از پـــــریده رنگ آخــــر ڪِــــے خبـــــــــر دارد؟ اگر چه مثل نرگس نیست چشمش سخت بیمار است ڪـمر چـــون مــــو ندارد او ، ولـــــے مــــو تـــا ڪمــر دارد لبش شیرین و حرفش تلخ و چشمش مست و قلبش سنگ درشت و نــــرم را آمیـــخته با خیــــــــــــــر و شــر دارد بــــه یـــاد اولین بیت از ڪتــــابِ خواجــــه افتادم شروع عشق شیرین است، بعدش دردسر دارد...
ادامه مطلب
تنهایت می گذارد، تو می مانی و یک رد پاگرمای دست هایت می رود، سردت می شود، یخ میزنی و پس از مدتی به تنهایی عادت می کنی...تا اینکه لعنتی ای با آتشی در دستانش می آید، گرمت می کند و باعث می شود تنهایی را فراموش کنی، ولی او هم نمی ماند.و دوباره باز همه چیز تکرار می شود،گرمای دست هایت می رود، سردت می شود، یخ میزنی...اما این بار لبخندی گوشه لبانت می شکند، دیگر منتظر هیچ لعنتی ای نیستی، به دنبال آتش نمی گردی، با یخ زدن کنار آمده ای، و تنهایی را هم دوست داری!...
ادامه مطلب
درچشمانم تنــهـــــــا يي ام را پنهان مي کنم , در دلم ، دلتنــــــگي ام را در سکوتم ، حرفهاي نگفته ام را , در لبخندم ، غــــــصه هايم را دل من چه خردسال است ساده مي نگرد , ساده مي خندد , ساده مي پوشد دل من از تبار ديوارهاي کاهگلي ست ساده مي افتد, ساده مــــي شکند... ساده مـــــــي ميرد دل من تنـــــها ، تنـــــها، سخت مي گيرد......
ادامه مطلب
سلام دوستان چند وقتی تو دوره ی نقاهت بودم مجبور بودم به اجبار بهترین دوستم سنگ صبور برم استراحت البته استراحت اجباری که بگم خدا چیکارش کنه منو مث ی زندانی به تخت بست تا کمی حالم خوب شه دلم براتون تنگ شده بود که بمحض ورودم به وبلاگ چنتا پست جدید گذاشتم ...
ادامه مطلب
چه کار به حرف مردم دارم...زندگی من همین استشب که می شود عاشقانه ای می نویسم...خیره می شوم به عکست و با خودم فکر میکنم:مگر می شود تو را دوست نداشت!!!!؟؟؟؟؟...
ادامه مطلب
ایســــتاده امـــــبگــــذار ســـــرنوشـــت راهـــــش را بـــــرود...!مــــــــــــن،همیــــن جــــا،کنــــار قــــولــهایــت،درســـــت روبــــروی دوســــت داشتـــنتو در عمــــق نبودنــــت،محــــکم ایستــــاده ام...!...
ادامه مطلب
ایــنـجـــــــا … دســت هــر کـــس را کــه مـیـگـیــــری بــرای {بـلـنــــد شـــدن} آمـــاده مــی شــــود بــرای {ســـوار شــــدن} … ! دلتنگ کودکی ام... یادش به خیر قهر می کردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت می شد...
ادامه مطلب
نیستی:)من به خودم سیگار تعارف می زنمبه جای تو اخم می کنمبه جای خودم شرم !جای تو لبخند می زنم و جای خودم عاشقت می شوم!نیستی...و من اینطور ساده دیوانه میشوم !...
ادامه مطلب
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،ترازو برمی داری و می افتی به جان دوست داشتنت .اندازه می گیری !حساب و کتاب می کنی !مقایـسه می کنی !…و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آن جا کـهزیادتر دوستش داشته ای،زیادتر گذشته ای،زیادتر بخشیده ای،به قدر یک ذره،حتی یک ثانیه !درست از همان جاست که توقع آغاز می شود،و توقع آغاز همه رنج هایی است که ما می بریم…...
ادامه مطلب
کاش میدونستی که.....آرامــــــــم میکند...."بـــــــــودنت"آرامــــــــم میکند..."دیدنت"آرامـــــم میکـند..."صدایت"آرامـــــم میکند..."خـــــــــنده هایت...آرامــــــــــــش مــــــــن در "کـــــــــنار" توســــــت...آرامــــــــــــش من "خواســـــــــــتن" توســـــــــت...........
ادامه مطلب
❌بعد از من ❌شاید خیلیا بهت بگن"دوست دارم"❌اما یادت باشع هر اذان گویــی♠️بـــلال نیست♠️...
ادامه مطلب
روزی....دلتنگ من خواهی شدروزگاری خواهد رسیدهمچنان كه در آغوش دیگری خفته ای ,به یاد من ,ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی...دلت هوایم را خواهد كردبه یاد خواهی آورد با هم بودن هایمان را...خنده هایمان را...اشكهایم را...حرف هایم را...در آن لحظه در دلت میگویی :دلتنگت شده ام.......
ادامه مطلب
در حوالی رویاهایم کسی هست کهبعد از هر باران دلتنگی رنگین کمانی می شود برایمبا تار و پود عشق ..کسی هست که از شوق آمدنشبه استقبال بهار می روند خزانهای عاشقی امکسی هست که آسمان تنهایی ام رابا تمام عظمتش به آغوش می کشدکسی هست که ابرها را وسوسه می کندبه لحن بارانوقتی هوایش در من گل می کند ..کسی هست که از زخمه های عاشقانه اشسمفونی بتهوون می شودموسیقی ذهنم …اما...همیشه کسی هست که نیست …...
ادامه مطلب